بیماری فریمان
هر چند که دلم میخواد فقط روزهای خوش و لحظات شاد تو زندگی فرزندم باشه اما گاهی لحظاتی پیش میاد که زندگی بر وفق مراد نیست یکی از اون زمان ها روزهای بیماری فریمان بود بیماری که با کهیر و تب و دلدرد و بی حالی شروع شد و بعد از یک روز بستری شدن در بیمارستان تبدیل شد به عفونت چشم و سردرد و...
جوری که دکترش به مننژیت شک کرد که شکر خدا نتیجه ام آر آی و تست lp منفی بود و ام آر آی عفونت سینوزیت رو نشون داد
وقتی فریمان رو بردم بیمارستان خیلی ترسیده بودم سراغ دکترش رو گرفتم که گفتن رفتن برای ویزیت بخش نوزدان سی دویدم دنبالشون و توی پله ها دیدمشون فریمان رو که تو بغلم بود بهشون نشون دادم و ایشون شخصا برگشتن و تو بخش اورژانس اطفال فریمان رو معاینه کردن و براش مشاوره عفونی نوشتن و تلفنی با دکتر متخصص عفونی تماس گرفتن و ازشون خواستن که برای ویزیت فریمان بیاد شب که رزیدنت اومد تا فریمان رو lp کنه (گرفتن آب نخاع با سر سوزن) خیلی نگران بودم لحظات سختی بود مخصوصا اون لحظه ای که 3 نفر فریمان رو گرفته بودن و دکتر تولایی میخواست سوزن رو توی کمر فریمان فرو کنه و فریمان داد زد ولم کنید مگه من چکارتون کردم و بعد برای اولین بار تو عمرش فریاد زد و از خدا کمک خواست و گفت خدایا کمکم کن ... قلبم داشت از جا کنده میشد اما شکر خدا که به خیر گذشت جواب تست ال پی منفی بود و فریمان مننژیت نداشت و حالا بعد از یک دوره 10 روزه بستری شدن در بیمارستان و تزریق وانکو مایسین به مدت 24 ساعت و بعد سفوتکسیم و کلیندامایسین چشمهای فریمانم دوباره داره به حالت اولش برمیگرده








بیماری فریمان
